زمان انتشار : ۱۳ اردیبهشت ,۱۴۰۰ | ساعت : ۱۵:۳۷ | کد خبر : 1140348 | پرینت

تفسیر آیاتی از جزء بیستم قرآن: مخالفان شما اگر برهان دارند بپذیرید / رهبران آسمانی نیز به تذکّرات الهی نیازمندند/ از حیا و ضعف زنان،سوء استفاده نکنیم / وجود بستگان منحرف نباید از مقام افراد صالح و مصلح بکاهد/خدا رازق است،ولی انسان نیز باید تلاش کند

این جزء از آیه ۵۶ سوره نمل آغاز و تا آیه ۴۵ سوره عنکبوت ادامه دارد.
به گزارش  شفقنا آیات مربوط به سوره نمل در این جزء مربوط به معاد ونحوه برخورد با مخالفان است.
وسوره قصص نیزبه ماجرای حضرت موسی وفرعون وآیات انتهایی آن نیز به داستان قارون می پردازد و به سرنوشت صابران نیکوکار و فاسدان گناهکار اشاره می فرماید.
آیات مربوط به سوره عنکبوتدرباره ی چند موضوع،مطالبی رابیان می کند از جمله:ایمان، تکلیف بشر،آزمایش الهی،تاریخ برخی انبیا،نهی از مجادله ی غیر نیکو و تکیه بر غیر خدا.

شرط استجابت دعا،قطع امید از دیگران واخلاص در دعاست

أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً وَ جَعَلَ خِلالَها أَنْهاراً وَ جَعَلَ لَها رَواسِیَ وَ جَعَلَ بَیْنَ الْبَحْرَیْنِ حاجِزاً أَ إِلهٌ مَعَ اللّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ«۶۱»

کیست که زمین را قرارگاهی ساخت و در آن،رودها قرار داد،و برای آن، کوه ها را(مانند لنگر)ثابت و پابرجا قرار داد و میان دو دریا(شور و شیرین)مانعی قرار داد(که مخلوط نشوند).آیا معبودی با خداست؟(نه) بلکه اکثر آنان نمی دانند.

أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللّهِ قَلِیلاً ما تَذَکَّرُونَ«۶۲»

کیست که هرگاه درمانده ای او را بخواند،اجابت نماید و بدی و ناخوشی را برطرف کند،و شما را جانشینان(خود در)زمین قرار دهد؟ آیا با خداوند معبودی است؟ چه کم پند می پذیرید.

کیست که هرگاه درمانده ای او را بخواند،اجابت نماید و بدی و ناخوشی را برطرف کند،و شما را جانشینان(خود در)زمین قرار دهد؟ آیا با خداوند معبودی است؟ چه کم پند می پذیرید.

نکته ها:

*در روایات و تفاسیر ندیدم که درباره ی تلاوت آیه ی ۶۲ برای استجابت دعا نقشی باشد، لکن مردم به خاطر تناسب محتوای آیه تبّرکاً آن را می خوانند و مانعی ندارد.

*در روایات می خوانیم:نمونه ی مضطرّ واقعی،امام زمان(عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف) است و بدترین سوء «وَ یَکْشِفُ السُّوءَ» ،سلطه ی کفّار است که در زمان آن حضرت برطرف می شود و نمونه ی «یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ» حکومت صالحان در آن زمان است

*هر جا که دعای ما مستجاب نشود،دلیلی دارد،همچون:

الف:دعای ما،طلبِ خیر نبوده وما گمان می کردیم خیر است.(زیرا دعا،یعنی طلبِ خیر)

ب:نحوه ی درخواست،جدّی و همراه با درماندگی نبوده است.

ج:در دعا اخلاص نداشته ایم،یعنی اگر به درگاه خداوند رو کرده ایم،به دیگران نیز چشم امید داشته ایم.

البتّه گاهی به جای استجابتِ آنچه می خواهیم،خداوند حکیم مشابه آن را به ما می دهد و گاهی به جای خواسته ی ما،که نزد خداوند به مصلحت ما نیست،خداوند بلائی از ما دور می کند و گاهی به جای برآوردن حاجت در دنیا،در قیامت جبران می کند و گاهی به جای لطف به ما،به نسل ما لطف می کند که همه ی این مطالب در روایات آمده است.

*اجابتِ مضطرّ،کاری الهی است ولی سنّت الهی را تغییر نمی دهد.مثلاً سنّت خداوند آن است که مردم به نحوی باید از دنیا بروند و همه ی انسان ها در لحظه ی احتضار،مضطرّند و اگر خداوند به همه جواب مثبت دهد،باید قانون مرگ را لغو کند.

ریشه ی ایمان به خدا

*ریشه ی ایمان به خدا،عقل و فطرت است؛لکن مادّیون می گویند:ریشه ی ایمان به خدا ترس است.یعنی انسان چون خود را در برابر حوادث عاجز می بیند،هنگام بروز حادثه ای تلخ،قدرتی را در ذهن خود تصوّر می کند و به آن پناه می برد.

مادّیون با این محاسبه،ایمان را زاییده ی ترس می دانند؛امّا اشتباه آنان این است که تفاوت رفتن به سوی خدا را با اصل ایمان به خدا نمی فهمند.مثلاً ما هنگام دیدن سگ و احساس خطر،سراغ سنگ می رویم.امّا آیا می توان گفت:پیدایش سنگ به خاطر سگ است؟ همچنین ما هنگام اضطرار و ترس رو به خدا می رویم،آیا می توان گفت:اصل ایمان به خدا زاییده ی ترس است؟

علاوه بر آنکه اگر سرچشمه ی ایمان ترس باشد،باید هر کس ترسوتر است،مؤمن تر باشد.

در حالی که مؤمنان واقعی،شجاع ترین افراد زمان خود بوده اند و باید انسان در لحظاتی که احساس ترس ندارد،ایمانی هم نداشته باشد،در حالی که ما در لحظه هایی که ترس نداریم خدا را به دلیل عقل و فطرت قبول داریم.در حقیقت ترس و اضطرار،پرده ی غفلت را کنار می زند و مارا متوجّه خدا می کند و لذا منکران خدا هرگاه در هواپیما یا کشتی نشسته باشند و خبر سقوط یا غرق شدن را بشنوند و یقین کنند که هیچ قدرتی به فریادشان نمی رسد؛از عمق جان به یک قدرت نجاتبخش امید دارند.آنها در آن هنگام به یک نقطه و به یک قدرت غیبی دل می بندند که آن نقطه،همان خدای متعال است.

پیام ها:

۱- از راه های شناخت خدا و یکتایی او،توجّه به یک قدرت نجاتبخش و بریدن از قدرت ها ووسایل دیگر در هنگام اضطرار است. «أَمَّنْ یُجِیبُ»

۲- شرط استجابت دعا،قطع امید از دیگران واخلاص در دعاست. «یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ»

۳- آنان که با سکوت،از خداوند حاجتی می خواهند،خداوند از حالشان با خبر است ولی دوست دارد بندگانش حاجت خود را به زبان آورند. «إِذا دَعاهُ»

۴- انسان بر طبیعت حکومت دارد. «یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ»

۵-آیا در حال اضطرار،به قدرت های مادّی توجّه می کنید؟! «أَ إِلهٌ مَعَ اللّهِ»

________________________
مخالفان شما اگر برهان دارند بپذیرید

أَمَّنْ یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللّهِ قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ«۶۴»

کیست که آفرینش را آغاز می کند،سپس آن را(در قیامت)باز می گرداند و کیست که شما را از آسمان و زمین روزی می دهد؟ آیا با خداوند معبودی هست؟ بگو:اگر راست می گویید برهانتان را بیاورید.

پیام ها:

۱- همان قدرتی که در آغاز آفرید،باز هم می تواند آن را برگرداند. «یَبْدَؤُا – یُعِیدُهُ»

۲- معاد،جسمانی است. «یُعِیدُهُ»

۳- با سؤال،وجدان ها را بیدار کنید. «أَمَّنْ یَبْدَؤُا الْخَلْقَ – مَنْ یَرْزُقُکُمْ – أَ إِلهٌ»

۴- مخالفان شما اگر برهان دارند بپذیرید. «قُلْ هاتُوا»

۵-اسلام،دین برهان است و از مخالفان خود هم برهان می طلبد. «قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ»

_____________________________
-تلاوت قرآن،مقدّمه ی هدایت است

وَ أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدی فَإِنَّما یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّما أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِینَ«۹۲»

و(همچنین مأمورم)قرآن(را بر مردم)تلاوت کنم.پس هر کس هدایت را بپذیرد تنها به سود خود پذیرفته وهرکس گمراه شود،پس بگو:(من مسئول نیستم،زیرا)من فقط هشداردهنده ام.

نکته ها:

آغاز این سوره درباره ی اهمیّت قرآن بود؛پایان آن نیز از قرآن کریم بحث می کند.

قرآن درباره ی تلاوت خودش می فرماید: «وَ ما تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاّ کُنّا عَلَیْکُمْ شُهُوداً»ای پیامبر! ما بر سه چیز گواهیم:

الف:بر تمام کارهای تو.

ب:بر تلاوت قرآن تو.

ج:بر تمام کارهایی که شما مردم انجام می دهید.

یعنی تمام شئون و کارهای پیامبر و تمام کارهای مردم در یک سو و تلاوت قرآن آن حضرت در سوی دیگر قرار گرفته و این نشانه ی اهمیّت بسیار زیاد تلاوت قرآن است.

پیام ها:

۱- آورنده ی قرآن،باید خود نیز اهل تلاوت باشد. «أَتْلُوَا الْقُرْآنَ»

۲- مهم ترین مأموریّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بعد از توحید،تلاوت آیات الهی بر مردم است. «أَتْلُوَا الْقُرْآنَ»

۳- محور تبلیغ باید قرآن باشد. أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدی …

۴- وظیفه ی مبلّغ،رساندن حقایق به مردم است،پذیرش یا عدم پذیرش،مربوط به خود آنهاست. أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدی … وَ مَنْ ضَلَّ

۵۶۷۷ت. «أَتْلُوَا الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدی»

۶- سود و زیان ایمان یا کفر مردم،به خود آنها برمی گردد. «لِنَفْسِهِ»

۷- پیامبر مسئول گمراه شدگان نیست. «فَقُلْ إِنَّما أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِینَ»

________________________

نام سیمای سوره ی قصص

این سوره هشتاد و هشت آیه دارد و قبل از هجرت،در مکّه نازل شده است.

به مناسبت ورود کلمه«قصص»در آیه ی ۲۵،این سوره نیز«قَصص»نام گزفته است که به معنای«بیان سرگذشت»می باشد.

آیات ۳ تا ۴۶ این سوره بطور مفصّل به ماجرای حضرت موسی وفرعون وآیات انتهایی آن نیز به داستان قارون می پردازد و به سرنوشت صابران نیکوکار و فاسدان گناهکار اشاره می فرماید.

اگر چه در سی و چهار سوره از سوره های قرآن کریم به نحوی از ماجرای حضرت موسی و فرعون سخن رفته ولی تنها در این سوره است که به تمام زوایای زندگی آن حضرت از تولّد،کودکی،جوانی تا ازدواج،نبوّت و دعوت به یکتاپرستی توجّه شده است.

_________________________________

مصلحان جامعه باید همواره آمادگی هجرت و آوارگی را داشته باشند

وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَی الْمَدِینَهِ یَسْعی قالَ یا مُوسی إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ فَاخْرُجْ إِنِّی لَکَ مِنَ النّاصِحِینَ«۲۰»

و(در این هنگام)مردی از دورترین نقطه شهر(که مرکز استقرار فرعونیان بود)شتابان(به سوی او)آمد و گفت:ای موسی! همانا سران قوم در مورد تو مشورت می کنند تا تو را بکشند،پس(فوراً از اینجا)خارج شو،همانا که من از خیرخواهان و دلسوزان تو هستم.

فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمِینَ«۲۱»

پس(موسی)از شهر خارج شد در حالی که نگران و ترسان بود.گفت:

پروردگارا! مرا از(دست)این گروه ستمگر نجات ده.

نکته ها:

*مراد از کلمه ی «رَجُلٌ» در این آیه،همان«مؤمن آل فرعون»است که سوره ی«مؤمن» (غافر)به نام اوست.او ایمان خود را کتمان و در لباس تقیّه به موسی کمک می کرد.

پیام ها:

۱- حضرت موسی در دربار فرعون،عامل نفوذی و طرفدار داشت. «جاءَ رَجُلٌ»

۲- کمک به ظالم در هر شکلی حرام است؛ولی ورود و نفوذ در دستگاه برای کمک به اهل ایمان کاری پسندیده است. «جاءَ رَجُلٌ» (حضور علیّ ابن یَقطین یکی از یاران امام کاظم علیه السلام در دستگاه ظلم بنی عبّاس نیز از همین باب بود.)

۳- طاغوت ها برای امنیّت و آسایش بیشتر خود،در میان مردم و مرکز شهر زندگی نمی کنند. «أَقْصَی الْمَدِینَهِ»

۴- در حفظ جان رهبران و نخبگان جامعه،نهایت تلاش خود را بکار ببریم.

«یَسْعی»

۵-گاه،خبررسانی به موقع وسوز و سرعت در کار،سرنوشت یک ملّت را عوض می کند. «یَسْعی» (چه بسا که اگر این مرد،اخبار را به موسی علیه السلام نمی رساند و آن حضرت از شهر بیرون نمی رفت،به دست مأموران فرعون کشته می شد.)

۶- یک انسان انقلابی مثل موسی،جبهه ی کفر و مهره های آن را به اضطراب و تکاپو می اندازد. «إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ»

۷- اطرافیان طاغوت ها نیز در جرم آنها شریک هستند. «یَأْتَمِرُونَ بِکَ»

۸-افشای توطئه ها و طرح های خائنانه واجب است. «یَأْتَمِرُونَ بِکَ»

۹- مصلحان جامعه باید همواره آمادگی هجرت و آوارگی را داشته باشند.

«فَخَرَجَ»

۱۰- به هشدارهای دلسوزانه بها دهیم و نصیحت دیگران را بپذیریم. «فَاخْرُجْ – فَخَرَجَ»

۱۱- شجاعت،به معنای در دسترسِ دشمن قرار گرفتن نیست. «فَخَرَجَ»

۱۲- زندگی انبیا غالباً با آوارگی و سختی همراه بوده است. «فَخَرَجَ»

۱۳- سعی و همّت خود را بکار بریم؛ولی نتیجه را از خداوند بخواهیم. «فَخَرَجَ –

قالَ رَبِّ نَجِّنِی»

۱۴- دعا باید با تلاش و حرکت همراه باشد. «فَخَرَجَ مِنْها – قالَ رَبِّ نَجِّنِی»

___________________________

از حیا و ضعف زنان،سوء استفاده نکنیم

وَ لَمّا وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّهً مِنَ النّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُکُما قالَتا لا نَسْقِی حَتّی یُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ«۲۳»

و چون موسی به(چاه)آب مدین رسید،گروهی از مردم را در اطراف آن دید که به سیراب کردن(چهار پایان خویش)مشغولند و در کنار آنان به دو زن برخورد که مراقب بودند(تا گوسفندانشان با گوسفندان دیگر مخلوط نشوند.پس موسی جلو رفته و به آنان)گفت:منظور شما(از این کناره گیری)چیست؟ گفتند:ما(برای پرهیز از اختلاط با مردان، گوسفندان خود را)آب نمی دهیم تا این که همه ی چوپانان خارج شوند و (حضور ما در این جا برای آن است که)پدر ما پیرمردی کهنسال است.

فَسَقی لَهُما ثُمَّ تَوَلّی إِلَی الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ«۲۴»

پس(موسی گوسفندانشان را)برای آنان آب داد،سپس رو به سوی سایه آورد و گفت:پروردگارا! همانا من به هر خیری که تو برایم بفرستی نیازمندم.

نکته ها:

*«تَذُودانِ» از مادّه«ذود»به معنای منع کردن و جلوگیری کردن است.

*در این آیه،کلمه «وَجَدَ» دو مرتبه تکرار شده که نشانه ی دو نگاه جداگانه است،در حالی که اگر مردان و زنان در کنار هم بودند با یک نگاه دیده می شدند.

پیام ها:

۱- از حیا و ضعف زنان،سوء استفاده نکنیم.اگر قانون و حمایتی در کار نباشد، بسیاری از مردان،حقوق زنان را نادیده می گیرند. أُمَّهً … یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ

۲- حریم میان زن و مرد یک ارزش است که دختران شعیب آن را مراعات می کردند. «وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ»

۳- دختران پیامبر خدا چوپانی می کنند،ولی هرگز تن به ذلّت وگدایی نمی دهند.

«امْرَأَتَیْنِ تَذُودانِ»

۴- چوپانی،شغل بسیاری از انبیای الهی بوده است. «وَ أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ» اگر پدر ما پیر نبود،خودش چوپانی می کرد.

۵-مشکلات شخصی،ما را از حمایت دیگران باز ندارد. «قالَ ما خَطْبُکُما» (موسی علیه السلام که جانش در خطر و در حال فرار بود،از کمک وحمایت دیگران دست برنداشت.)

۶- حمایت از زنان یک ارزش انسانی است. «ما خَطْبُکُما»

۷- گفتگوی مرد با زن در صورت لزوم مانعی ندارد. «ما خَطْبُکُما»

۸-سعی کنیم در حرف زدن با نامحرم،خلاصه سخن بگوییم. «ما خَطْبُکُما»

۹- نسبت به آنچه در اطراف ما می گذرد،بی تفاوت نباشیم. «ما خَطْبُکُما»

۱۰- کار زن در خارج از منزل اشکالی ندارد،به شرط آنکه:

الف:زن در محیط کار،تنها نباشد. «امْرَأَتَیْنِ»

ب:با مردان اختلاطی نداشته باشد. «مِنْ دُونِهِمُ – لا نَسْقِی حَتّی یُصْدِرَ الرِّعاءُ»

ج:مردی که توان کار داشته باشد،در خانواده نباشد. «أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ»

۱۱- اگر در موضعی غیر عادّی قرار داریم،از خود دفع شبهه کنیم. «وَ أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ»

۱۲- وقتی پدر و نان آور خانواده از کار می افتد،همه ی فرزندان حتّی دختران نیزمسئول هستند. «أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ»

۱۳- در کمک به دیگران،شرطی قرار ندهیم و سریع اقدام کنیم. «فَسَقی لَهُما»

حضرت موسی همین که دلیل منطقی آن دو زن را شنید،بدون هیچ گونه پرسش و درخواستی،بی درنگ به رفع خواسته آنان پرداخت.

۱۴- خدمت به مردم را خالصانه انجام دهیم و حل مشکلات خود را از خداوند بخواهیم. «فَسَقی لَهُما – رَبِّ إِنِّی» (موسی گوسفندان آن دو دختر را سیراب کرد، ولی برای رفع گرسنگی خود به جای استمداد از آنان،از خدا کمک طلبید.)

۱۵- همه چیز را از خداوند درخواست نماییم. «رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ»

۱۶- در دعا،برای خداوند تکلیف و مصداق معیّن نکنیم. «رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ» (حضرت موسی با این که گرسنه بود؛ولی از خدا،مصداقی از نان و غذا طلب نکرد.)

________________________
رفت وآمد زن در بیرون خانه باید براساس حیا و عفّت باشد

فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیاءٍ قالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ ما سَقَیْتَ لَنا فَلَمّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمِینَ«۲۵»

پس(چیزی نگذشت که)یکی از آن دو(زن)در حالی که با حیا وعفّت راه می رفت به نزد او آمد و گفت:همانا پدرم از شما دعوت می کند تا مزد این که برای ما آب دادی به تو بپردازد.پس همین که موسی به نزد آن پدر پیر(حضرت شعیب)آمد و سرگذشت خود را برای او بازگو کرد،او گفت:

نترس،تو از(دست)گروه ستمگران نجات یافتی.

پیام ها:

۱- پاداش انسان ها را سریع و بلافاصله بپردازیم. «فَجاءَتْهُ»

۲- رفت وآمد زن در بیرون خانه باید براساس حیا و عفّت باشد. «تَمْشِی عَلَی

اِسْتِحْیاءٍ» (حیا،از برجسته ترین کمالات زن در قرآن می باشد).

۳- در دعوت،مرد از مرد و زن از زن دعوت کند. «إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ»

۴- بدون دعوت،خود را میهمان نکنیم. «إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ»

۵-کسی که از دامن طاغوت بگریزد،به خانه ی پیامبر خدا میهمان می شود. «إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ»

۶- غریب نوازی،از صفات بارز پیامبران الهی است. «یَدْعُوکَ»

۷- برای خدمات مردم،ارزش قائل شویم. «لِیَجْزِیَکَ»

۸-قصد قربت،با قدردانی دیگران منافاتی ندارد. «أَجْرَ ما سَقَیْتَ» (حضرت موسی کار را برای رضای خدا انجام داد؛ولی حضرت شعیب با پرداخت مزد از زحمات او تقدیر کرد.)

۹- حوادث را برای اهل خبره،تفسیر و تحلیل و بازگو کنیم. «قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ»

۱۰- عاقبت اهل ایمان،نجات و رستگاری است. «نَجَوْتَ»

۱۱- دعای انبیا،مستجاب است. «نَجَوْتَ» حضرت موسی دیروز دعا کرد: «رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمِینَ»،امروز می شنود: «لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمِینَ»

۱۲- با اولیای خدا بودن،یک نوع ایمنی و احساس امنیّت است. «نَجَوْتَ»

________________________
برای استخدام،دو عنصر توانایی(تخصّص)و امانتداری(تعهّد)،لازم است

قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ«۲۶»

یکی از آن دو(دختر،خطاب به پدر)گفت:ای پدر! او را استخدام کن،زیرا بهترین کسی که(می توانی)استخدام کنی،شخصِ توانا و امین است.

نکته ها:

*امام رضا علیه السلام فرمود:«حضرت شعیب از دخترش پرسید:چگونه امانت داری این جوان را

فهمیدی که او را امین می خوانی؟ گفت:وقتی دعوت شما را به او ابلاغ کردم،به من گفت:از پشت سر من،مرا راهنمایی کن». تا مبادا به قامت من چشم بدوزد.

پیام ها:

۱- دختران نیز در خانواده بر اساس منطق و حکمت،حقّ پیشنهاد دارند و فرقی با دیگران ندارند. «قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ»

۲- روابط حسنه میان والدین و فرزندان و آزادی بیان در خانواده،یک ارزش است. «یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ»

۳- همه ی اعضای خانه پیشنهاد بدهند؛ولی تصمیم نهایی با سرپرست خانواده است. «اسْتَأْجِرْهُ»

۴- زنان عفیفه به دنبال آنند تا کمتر از منزل خارج شوند. «اسْتَأْجِرْهُ» (برای کارهای سخت خارج از منزل،از مرد استفاده شود.)

۵-کار،عار نیست،اولیای خدا نیز کار می کرده اند. «اسْتَأْجَرْتَ»

۶- در گزینش ها،به بهترین ها توجّه کنیم. «خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ»

۷- برای استخدام،دو عنصر توانایی(تخصّص)و امانتداری(تعهّد)،لازم است.

«الْقَوِیُّ الْأَمِینُ»

۸-توانایی ها و امانتداری ها را باید در شرایط عادّی و بدون توجّه طرف، شناسایی و احراز کرد. «الْقَوِیُّ الْأَمِینُ»

(غالب افراد با تصنّع،تملّق و ریاکاری،واقعیّت خود را می پوشانند؛امّا حضرت موسی در یک صحنه ی طبیعی،با یک کار حمایتی و برخورد عفیفانه،خود را نشان داد.)

____________________________—

اعتمادِ متقابلِ داماد و خانواده ی عروس لازم است

قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَی ابْنَتَیَّ هاتَیْنِ عَلی أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِکَ وَ ما أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللّهُ مِنَ الصّالِحِینَ«۲۷»

(حضرت شعیب به موسی)گفت:من قصد دارم تا یکی از این دو دخترم را به همسری تو درآورم بر این(شرط)که هشت سال برای من کار کنی و اگر(این مدّت را)به ده سال تمام کردی،پس(بسته به خواست و محبّت)از ناحیه توست و من نمی خواهم که بر تو سخت گیرم،بزودی به خواست خداوند،مرا از صالحان خواهی یافت.

نکته ها:

*ما می توانیم تمام کارهای خود را رنگ الهی دهیم،چنانکه قرآن می فرماید: «صِبْغَهَ اللّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَهً»[۳۱]مثلاً هرگاه صورت خود را می شوییم،قصد وضو نماییم،هرگاه می نشینیم مثل پیامبر صلی الله علیه و آله روبه قبله نشینیم،به جای مدرک و مقام،برای رضای خداوند درس بخوانیم،لباسی که برای همسر می خریم،به مناسبت اعیاد مذهبی همچون عید غدیر یا تولّد حضرت زهرا علیها السلام باشد،هدیه ای که برای فرزند خود می خریم به مناسبت کسب یک کمال معنوی باشد،همان گونه که در این آیه به جای هشت سال فرمود:به اندازه ی هشت حج.

پیام ها:

۱- اگر کاری بر اساس جوانمردی و ضعیف نوازی انجام شود،علاوه بر اجر معنوی،پاداش دنیوی نیز بدنبال دارد. «قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ» (حضرت موسی که تا ساعاتی پیش حتّی بر جان خود ایمن نبود،اینک علاوه بر امنیّت جانی،صاحب زن و زندگی و کار می شود.)

۲- سنّت های خوب ازدواج(همچون حضور در منزل دختر و گفتگو با حضور پدرش)را از انبیا بیاموزیم. «إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ – إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ»

۳- شناخت داماد پیش از اقدام به ازدواج،امری ضروری است. «فَلَمّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ – قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ» (موسی سرگذشت خود را صادقانه به شعیب گفت و او به موسی اطمینان پیدا کرد،آنگاه پیشنهاد دامادی او را برای دخترش مطرح نمود.)

۴- اگر از امین بودن،توانایی و علاقه مندی به کار جوان مطمئن شدیم «الْقَوِیُّ الْأَمِینُ» نداشتن امکانات و مسکن را مانع ازدواج قرار ندهیم. «أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ»

۵-پیشنهاد ازدواج از جانب پدر دختر مانعی ندارد. «إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ»

۶- رعایت نوبت میان دختران،و ازدواج دختر بزرگتر قبل از کوچکتر،همه جا ضروری نیست. «إِحْدَی ابْنَتَیَّ» (حضرت شعیب به حضرت موسی گفت:

می خواهم یکی از این دو دخترم را به ازدواج تو درآورم وشرط نکرد که دخترِ اوّل باشد یا دوم.)

۷- پدر نباید در امر ازدواج میان دختران،تفاوت بگذارد. «إِحْدَی ابْنَتَیَّ هاتَیْنِ»

۸-دختر و پسر هنگام خواستگاری،می توانند در برابر یکدیگر قرار بگیرند.

«هاتَیْنِ»

۹- غریزه ی جنسی را جدّی بگیریم.حتّی در خانه ی نبوّت،برای سلامت محیط خانه و کار،ابتدا به امر ازدواج اقدام و سپس به استخدام توجّه می شود. «أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ – عَلی أَنْ تَأْجُرَنِی»

۱۰- ازدواج،با مهریه همراه است. «عَلی أَنْ تَأْجُرَنِی»

۱۱- لازم نیست مهریه مال و ثروت باشد.حضرت شعیب به موسی گفت:دخترم را به ازدواج تو درمی آورم به شرط آن که هشت سال برای من کار کنی. «عَلی أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَجٍ» (البتّه در شریعت اسلام می بایست به فتاوای مراجع تقلیدمراجعه کنیم.)

۱۲- زمان بندی قراردادها را بر اساس زمان عبادات و امور معنوی قرار دهیم.

«ثَمانِیَ حِجَجٍ» (به جای هشت سال،فرمود:هشت حج)

۱۳- یکی از راه های ترویج معروف،بزرگداشت اوقات معنوی و«ایّام اللّه»است.

«ثَمانِیَ حِجَجٍ»

۱۴- مقام نبوّت،مانع از صحبت پیرامون مقدار مهریه و مال الاجاره نیست. «ثَمانِیَ حِجَجٍ»

۱۵- مراسم حج،در ادیان گذشته نیز سابقه داشته است. «حِجَجٍ»

۱۶- هنگام صحبت برای مهریه،پدر عروس،حدّاقل مورد قبول را انتخاب کند و پذیرش بیشتر را به اختیار داماد بگذارد. «فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِکَ» حضرت شعیب به موسی گفت:اگر هشت سال را به ده سال برسانی اختیار با شماست.

۱۷- در میزان مهریه،داماد را در تنگنا قرار ندهید. «فَمِنْ عِنْدِکَ»

۱۸- پدر عروس در امر ازدواج سخت گیری نکند و در پرداخت مهریه،توان داماد را در نظر بگیرد. «ما أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ»

۱۹- کسانی که به کارگران و زیردستان خود سخت گیری می کنند،انسان هایی ناصالح هستند. «سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللّهُ مِنَ الصّالِحِینَ»

۲۰- داماد باید از ناحیه ی بستگان جدید،آرامش خاطر داشته باشد. «سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللّهُ مِنَ الصّالِحِینَ»

۲۱- بدون استمداد از خدا و گفتن انشاء اللّه،برای آینده وعده ای ندهیم. «إِنْ شاءَ اللّهُ مِنَ الصّالِحِینَ»

۲۲- اعتمادِ متقابلِ داماد و خانواده ی عروس لازم است. سَتَجِدُنِی … مِنَ الصّالِحِینَ

______________________________

در تربیت باید تذکّرات،تدریجی،گام به گام،مکرّر و متنوّع باشد

وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ«۵۱»

وما پیوسته برای آنان سخن گفتیم(و آیات قرآن را برایشان نازل کردیم) شاید که پندگیرند ومتذکّر شوند.

اَلَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ یُؤْمِنُونَ«۵۲»

(برخی از)آنان که پیش از این(قرآن)کتابشان دادیم،همان ها به آن (قرآن)ایمان می آورند.

نکته ها:

*کلمه «وَصَّلْنا» از «وَ صَلِّ» ،به معنای ارتباطدادن ومتّصل کردن است.مراد از این اتّصال یا پی در پی بودن تذکّرات است و یا هماهنگی و هم سویی مطالبی که ارائه می شود.

*از سنّت های خداوند،هدایت انسان هاست که لحظه ای قطع نمی شود؛ «إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدی»و از طریق آیات الهی،انبیا واوصیا علیهم السلام و علمای دین،تداوم می یابد؛ «وَصَّلْنا لَهُمُ» وچنانچه منطقه ای به این هدایت الهی دسترسی نداشت،می بایست گروهی از آن منطقه کوچ کرده و با تفقّه در دین،مردم را از آن بهره مند سازند.

پیام ها:

۱- در تربیت باید تذکّرات،تدریجی،گام به گام،مکرّر و متنوّع باشد. «وَصَّلْنا» (آری با یک یا دو تذکّر مختصر نباید انتظار اصلاح وتربیت داشت)

۲- آیات قرآن دارای یک نوع همسویی و پیوستگی است. «وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ»

۳- همه ی آیات الهی،کتب آسمانی و رهبران دینی،یک حرف و هدف را دنبال می کنند. «وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ»

۴- انسان،موجودی فراموشکار است و نیاز به تذکّر دارد. «یَتَذَکَّرُونَ»

۵-اهل کتاب واقعی،کسانی هستند که با دیدن اسلام،ایمان می آورند. اَلَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ … بِهِ یُؤْمِنُونَ

_____________________________
وجود بستگان منحرف،نباید از مقام افراد صالح و مصلح بکاهد

إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسی فَبَغی عَلَیْهِمْ وَ آتَیْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَهِ أُولِی الْقُوَّهِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ«۷۶»

همانا قارون از قوم موسی بود و بر آنان ستم نمود،با آن که ما آنقدر از گنج ها(و صندوق جواهرات)به او داده بودیم که حمل کلیدهایش بر گروه نیرومند نیز سنگین بود.روزی قومش به او گفتند:مغرورانه شادی مکن، به درستی که خداوند شادمانان مغرور را دوست نمی دارد.

نکته ها:

*در تفسیر مجمع البیان حدیثی نقل شده که قارون پسرخاله ی حضرت موسی و انسانی دانشمند بود و در خواندن تورات،مهارت بی نظیری داشت.او ابتدا از یاران موسی علیه السلام و از جمله گروه هفتاد نفری ملازم آن حضرت برای اعزام به کوه طور و مناجات در آنجا بود؛امّا به واسطه بدست آوردن ثروت بی حساب،عَلَم مخالفت برداشت و سرانجام مورد خشم و قهر الهی واقع گردید.

*حضرت موسی درطول دوران مبارزه اش با سه محور اصلی فساد و طغیان،درگیر بود:یکی محور قدرت و زور که فرعون،سردمدار آن بود.دیگری اهرم ثروت و زَر که قارون،مظهر آن بشمار می رفت،و سومی عامل فریب و تزویر که سامری رهبری آن را به عهده داشت.به عبارت دیگر،حضرت موسی با مثلّث شومِ زور،زر و تزویر،دست به گریبان بود.

پیام ها:

۱- ذکر نمونه های تاریخی،مایه ی عبرتِ آیندگان است. إِنَّ قارُونَ …

۲- سابقه ی خوب،دلیل برآینده خوب و یا چشم پوشی از انحرافات امروز نیست. «کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسی»

۳- فامیل پیامبر بودن،به تنهایی عامل موفّقیّت ونجات نیست. «کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسی»

۴- وجود بستگان منحرف،نباید از مقام افراد صالح و مصلح بکاهد. «إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسی»

۵-ثروت بدون حساب،وسیله ی قدرت و قدرت،عاملی برای تجاوزگری و عیّاشی است. «الْکُنُوزِ – فَبَغی عَلَیْهِمْ – لا تَفْرَحْ»

۶- ثروت،ما را مغرور و سرمست نسازد. «لا تَفْرَحْ»

۷- نهی از منکر در مقابل سرمایه داران؛حتّی بر طبقه محروم نیز لازم است. «قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ»

۸-افراد سرمست،از محبّت الهی محرومند. «إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ» (آری؛ثروت و دارایی نشانه ی محبوبیّت نزد خداوند نیست.)
_______________________

رهبران آسمانی نیز به تذکّرات الهی نیازمندند

وَ لا یَصُدُّنَّکَ عَنْ آیاتِ اللّهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَیْکَ وَ ادْعُ إِلی رَبِّکَ وَ لا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ«۸۷»

و(به هوش باش)پس از آنکه آیات الهی به سوی تو نازل گردید،(وسوسه ها و تهدیدات کفّار)تو را(از تبلیغ و عمل به آن)باز ندارد و(همچنان دیگران را) به سوی پروردگارت دعوت کن و هرگز از مشرکان مباش.

نکته ها:

*بعثت،مراحلی دارد:

الف:گرفتن وحی. «یُلْقی إِلَیْکَ الْکِتابُ»

ب:برائت از کفّار. «فَلا تَکُونَنَّ ظَهِیراً»

ج:صلابت در کار. «لا یَصُدُّنَّکَ»

د:دعوت دیگران. «ادْعُ إِلی رَبِّکَ»

ه:اخلاص در عقیده و عمل. «لا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ»

*توجّه به توحید و نفی شرک و کفر آنچنان مهم است که خداوند در این آیات بارها پیامبر صلی الله علیه و آله را بر آن هشدار می دهد.غالب جملات پیرامون این مسئله در آیات اخیر،با نون تأکید ثقیله و با لحن مبالغه آمده است. «لا تَکُونَنَّ – لا یَصُدُّنَّکَ – لا تَکُونَنَّ»

پیام ها:

۱- کوتاه آمدن در ابلاغ وحی،نوعی تقویت کفر است. «فَلا تَکُونَنَّ ظَهِیراً لِلْکافِرِینَ وَ لا یَصُدُّنَّکَ»

۲- دشمنان حتّی برای شخص پیامبر صلی الله علیه و آله نیز نقشه دارند. «لا یَصُدُّنَّکَ»

۳- رهبران آسمانی نیز به تذکّرات الهی نیازمندند. «لا یَصُدُّنَّکَ»

۴- رسالت باید همراه عزّت و قاطعیّت باشد. لا یَصُدُّنَّکَ … بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ

۵-علم و آگاهی،مسئولیّت را سنگین تر می کند. «بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَیْکَ»

۶- کسی در دعوت به حقّ موفّق می شود که قاطع و نفوذناپذیر باشد. لا یَصُدُّنَّکَ …

اُدْعُ إِلی رَبِّکَ»

۷- دعوت باید خالصانه باشد و هیچ مسئله ای را جز رضای خداوند در نظر نگیرد. «ادْعُ إِلی رَبِّکَ وَ لا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ» آری کسی که به خاطر ملاحظه دیگران دعوت به خدا نکند،در مدار شرک قرار گرفته است.

۸-دعوت باید به سوی خدا باشد،نه خود. «ادْعُ إِلی رَبِّکَ»

۹- شرک زدایی و مبارزه با کفر،سرلوحه ی فعالیّت پیامبران و از تأکیدات بسیار جدّی خداوند است. «لا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ»

_________________________

سیمای سوره ی عنکبوت

این سوره در مکّه نازل گردیده و شصت و نه آیه دارد.نامِ برخی از سوره های قرآن همچون بقره،فیل،نمل و نحل،برگرفته از نام حیواناتی است که در این سوره ها به گونه ای مطرح شده اند.

در آیه ۴۱ این سوره،بنایِ شرک همچون خانه ی عنکبوت سست و ناپایدار شمرده شده و لذا این سوره به عنکبوت نام گرفته است.

این سوره درباره ی چند موضوع،مطالبی رابیان می کند از جمله:ایمان، تکلیف بشر،آزمایش الهی،تاریخ برخی انبیا،نهی از مجادله ی غیر نیکو و تکیه بر غیر خدا.
_______________________

خدا رازق است،ولی انسان نیز باید تلاش کند

إِنَّما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ أَوْثاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْکاً إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ لا یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْکُرُوا لَهُ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ«۱۷»

همانا شما به جای خدا بت هایی را می پرستید و دروغی را می سازید،همانا کسانی که به جای خدا پرستش می کنید،مالک رزق شما نیستند،پس روزی را نزد خدا جستجو کنید و او را بپرستید و برای او شکر نمایید که به سوی او بازگردانده می شوید.

نکته ها:

*در آیه قبل حضرت ابراهیم مردم را به عبادت و اطاعت خدا دعوت کرد و در این آیه عبادت غیر خدا را مردود و بی نتیجه می داند و در پایان آیه بار دیگر بر عبادت خدا تأکید می کند.

*شرک و بت پرستی،هیچ برهان و منطقی ندارد،زیرا:

اوّلاً:بت ها،جماداتی بیش نیستند. «أَوْثاناً»

ثانیاً:خود بت پرستان،سازنده ی آنهایند. «تَخْلُقُونَ»

ثالثاً:هیچ گونه نفعی برای مشرکان و بت پرستان ندارند. «لا یَمْلِکُونَ لَکُمْ»

*در این آیه،حضرت ابراهیم سه بار مشرکان را مخاطب قرار داد،و این نشانه ی گفتگوی مستقیم با منحرفان است. «تَعْبُدُونَ – تَخْلُقُونَ – تَعْبُدُونَ»

پیام ها:

۱- کسانی که راه کج می روند،کار خود را توجیه می کنند. «تَخْلُقُونَ إِفْکاً»

۲- از انگیزه های پرستش غیر خدا،رسیدن به نان و نواست. «لا یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقاً»

۳- غیر خدا،توان روزی دادن ندارند،نه آنکه می توانند ولی نمی دهند. «لا یَمْلِکُونَ» نفرمود:«لا یرزقونکم»

۴- در ارشاد و تبلیغ،پس از آنکه باطل بودن فکری را ثابت کردید،راه حقّ را نشان دهید. «لا یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللّهِ الرِّزْقَ»

۵-تا مردم از غیر خدا مأیوس نشوند،به سراغ خدا نمی روند. لا یَمْلِکُونَ … فَابْتَغُوا عِنْدَ اللّهِ

۶- خدا رازق است،ولی انسان نیز باید تلاش کند. «فَابْتَغُوا»

۷- ابتدا باید نیازهای مادّی و رفاهی را حل کرد،سپس مردم را ارشاد نمود.

«فَابْتَغُوا عِنْدَ اللّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ»

۸-سرچشمه ی رزق،نزد خداست. «عِنْدَ اللّهِ الرِّزْقَ»

۹- عبادت کسی شایسته است که قدرت دست اوست. «عِنْدَ اللّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ»

۱۰- ضامن اجرای اوامر الهی،قیامت است. «إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»

_____________________
شیوع فساد،نباید ما را بی تفاوت کند

وَ لَمّا أَنْ جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قالُوا لا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ إِنّا مُنَجُّوکَ وَ أَهْلَکَ إِلاَّ امْرَأَتَکَ کانَتْ مِنَ الْغابِرِینَ«۳۳»

و هنگامی که فرستادگان ما نزد لوط آمدند،از آمدنشان بد حال شد و دستش(از حمایت آنان در برابر بدکاران)کوتاه گردید؛(فرشتگان)گفتند:

نترس و غمگین مباش،ما تو و خانواده ات را نجات می دهیم،مگر همسرت که از باقی ماندگان(در عذاب)است.

نکته ها:

*کلمه ی «سِیءَ» به معنای بدحال شدن است.بدحال شدن حضرت لوط ممکن است به خاطر ترس از تعرّض بدکاران به فرشتگان میهمان در خانه ی او باشد و یا به خاطر اطلاع از نزول قهر و عذاب الهی بر قومش.

*ذراع»به قسمتی از دست(از آرنج تا انگشتان)گفته می شود.تنگ شدن ذراع،کنایه از ناتوانی و فروماندگی است،زیرا کسی که آرنجش کوتاه باشد،نسبت به انجام بسیاری از

کارها ناتوان است.به هر کس که به نحوی از پا می افتد و کاری دستش نیست می گویند:

«ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً» .

*«لا تَخَفْ» درباره ی نگرانی از حوادث و سختی ها یا تلخی های احتمالی در آینده است.و «لا تَحْزَنْ» اندوه و غم به خاطر امور گذشته مربوط می شود.

پیام ها:

۱- در جامعه ی فاسد،مردان خدا در تنگنا قرار می گیرند و حتّی در مورد حفظ مهمان و ذرّیه ی خود نیز نگرانند. «سِیءَ بِهِمْ»

۲- شیوع فساد،نباید ما را بی تفاوت کند. «سِیءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ» (غیرت دینی لازمه ی ایمان است.) «سِیءَ بِهِمْ»

۳- بسیاری از نگرانی ها،به خاطر بی خبری از آینده است. «ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قالُوا لا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ»

۴- نگرانی درونی،در چهره اثر می گذارد.فرشتگان با دیدن آثار نگرانی از سیمای حضرت لوط،به او گفتند: «لا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ»

۵-مؤمنان را با وعده های حقّ و آرام بخش،از دلهره و اضطراب نجات دهیم.

«لا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ إِنّا مُنَجُّوکَ»

۶- در بیان حقایق،ابتدا نقاط مثبت را بگوییم. «إِنّا مُنَجُّوکَ»

۷- خداوند،اولیای خود را حفظ می کند. «إِنّا مُنَجُّوکَ»

۸-پیوند خانوادگی،انسان را نجات نمی دهد،ایمان و عمل صالح کلید نجات است. «إِلاَّ امْرَأَتَکَ»

۹- زن،دارای شخصیّتی مستقل است و می تواند در برابر نظام فرهنگی و اقتصادی خانواده یا جامعه مقاومت کند. «إِلاَّ امْرَأَتَکَ»

۱۰- راهنمای فساد نیز مفسد است. «إِلاَّ امْرَأَتَکَ» (همسر لوط به افراد فاسد اطلاع می داد که مهمان آمده،شما برای گناه به سراغش بروید.)

______________________________
ولایت الهی،بنیانی مرصوص و بنایی آهنین دارد

مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ«۴۱»

مَثَلِ کسانی که غیر خدا را سرپرست خود برگزیدند،همانند مَثَل عنکبوت است که(برای خود)خانه ای ساخته؛و البتّه سست ترین خانه ها خانه ی عنکبوت است اگر می دانستند.

نکته ها:

*به مناسبت این آیه،این سوره،عنکبوت نام گرفته است.

*از افلاطون نقل شده که مگس حریص ترین حشره است که برای معاش خود روی ترشی، شیرینی،آلودگی وزخم می نشیند؛ولی عنکبوت در گوشه ای می تند وقناعت دارد،جالب این است که خداوند فعّال ترین وحریص ترین حیوان را طعمه گوشه گیرترین حیوان قرار می دهد، مگس با پای خود به سراغ عنکبوت می رود و او با تارهای خود مگس را شکار می کند.

پیام ها:

۱- استفاده از مثل،یکی از بهترین شیوه ها در تعلیم و تربیت است، مَثَلُ الَّذِینَ … و بهترین مثال ها،مثالی است که در همه ی زمان ها و مکان ها و برای همه ی اقشار مردم ملموس باشد. «کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ»

۲- بنای شرک،مانند خانه ی عنکبوت سست و بی اساس است. مَثَلُ الَّذِینَ … کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ …

۳- عنکبوت،در اماکن متروکه خانه می سازد؛شرک نیز در روح های دور از خدا جا گرفته و تأثیر می گذارد. «دُونِ اللّهِ – کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ»

۴- خانه ی عنکبوت،تنها اسم خانه را دارد؛غیر خدا نیز اسم هایی بیش نیستند.

«دُونِ اللّهِ – أَوْهَنَ الْبُیُوتِ»

۵-عنکبوت،در عالم خود خیال می کند که خانه دارد و خانه اش در برابر حوادث مقاوم است؛مشرک نیز به چنین توهّمی دچار است. «أَوْهَنَ الْبُیُوتِ»

۶- ولایت الهی،بنیانی مرصوص و بنایی آهنین دارد، «کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ»امّا ولایت غیر خدا،بسیار سست است. «أَوْهَنَ الْبُیُوتِ»

۷- گاهی انگیزه ها،خیالات و دوستی ها،مانع فهمیدن حقّ است. «لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ» (چنانکه می گویند:«حب الشیء یعمی و یصم»،برخی علاقه ها انسان را

کور و کر می کند.)

۸-مشرکان از سر جهل و بی خبری به سراغ غیر خدا می روند. «لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ»

انتهای پیام

fa.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here