امروز : دوشنبه 17آذرماه 1404 | ساعت : 02 : 28

آخرین اخبار

رئیس‌جمهور چک: ناتو ممکن است مجبور به سرنگونی هواپیماها و پهپادهای روسی شود

شفقنا- پیتر باول، رئیس‌جمهور جمهوری چک، روز یکشنبه اعلام...

غریب آبادی: روابط ایران و برزیل ظرفیت گسترش قابل توجهی دارد

شفقنا- کاظم غریب‌آبادی معاون امور حقوقی و بین‌المللی وزارت...

حماس: «توافق آتش‌بسِ غزه هیچ اشاره‌ای به خلع سلاح مقاومت نکرده است»

شفقنا-«ولید کیلانی»، مسئول رسانه جنبش حماس در لبنان اعلام...

20 ورزشکار در تربت‌جام مسموم شدند

شفقنا- رئیس مرکز اورژانس ۱۱۵ تربت‌جام از مسمومیت ۲۰...

ورود وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به باکو

شفقنا- سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی...

دستگاه های اجرایی البرز به حالت آماده باش درآمدند

شفقنا- مدیرکل مدیریت بحران استانداری البرز گفت: با صدور...

موافقت مجلس با الحاق احکام نظارتی به بودجه سنواتی

شفقنا- نمایندگان مجلس شورای اسلامی با الحاق یک ماده...

مدارس استان قم در همه مقاطع تحصیلی فردا مجازی شد

شفقنا- کارگروه اضطرار آلودگی هوای قم بر اساس پیش‌بینی...

یک آغوش خاص در تمرین استقلال

شفقنا- رامین رضاییان و سرمربی پرتغالی استقلال واکنش جالبی...

«آینده بریتانیا؛ از پادشاهی متحده به پادشاهی بی‌روابط»: گزارش اکونومیست

شفقنا آینده- امین فرج‌پور: اکونومیست در مطلبی تحت عنوان «آینده اتحادیه؛ از پادشاهی متحده به پادشاهی بی‌روابط» مدعی شده که «آینده پادشاهی متحد بریتانیای کبیر (به اختصار: بریتانیا) چندان روشن نیست و پیوندهایی که انگلیس، اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی را در کنار هم و متحد با هم نگه می‌دارند، ضعیف‌تر از هر زمان دیگری در تاریخ این اتحاد شده‌اند».

این مطلب با اشاره به این که «تولد این پادشاهی متحد در شکوه و عظمت نبوده»، در سطور آغازین به ریشه‌های شکل‌گیری این اتحاد حدودا چهارصد ساله می‌پردازد: «فتح وحشیانه ایرلند در قرن هفدهم توسط ارتش قدرتمند کرامول به دلیل ترس انگلیس از حمله ایرلندی‌ها بود. تصرف اسکاتلند در قرن هجدهم نیز ریشه در ورشکستگی اسکاتلند بر اثر سرمایه‌گذاری معیوب آمریکا و البته نگرانی عملگرایانه انگلیس درباره فرانسه داشت- که می‌خواست با فتح اسکاتلند در مقابل فرانسه بازدارندگی ایجاد کند».

اما به رغم این ریشه‌های خونین و وحشیانه، از نظر نویسنده اکونومیست، شکل‌گیری این اتحادیه در زیر لوای پادشاهی متحد بریتانیا کارکردی مثبت داشت: «این اتحادیه انقلابی فکری و علمی با مرکزیت ادینبورگ و لندن ایجاد کرد. انقلاب صنعتی متعاقب آن نیز باعث غنی شدن گلاسگو، منچستر و لیورپول شد. در حقیقت بیراه نیست اگر بگوییم امپراتوری بریتانیا به همان اندازه که توسط انگلیسی‌ها ساخته شده، مدیون و مرهون اسکاتلندی‌ها نیز هست. قدرت نظامی بزرگی که در قرن بیستم به نجات جهان از دست فاشیسم کمک کرد».

در سطور بعدی با اشاره به این که «این اتحادیه اکنون از هر زمان دیگری ضعیف‌تر شده است»؛ مهم‌ترین دلیل این ضعف و فترت «برگزیت» عنوان شده است. به عبارت بهتر «رهبران سیاسی در لندن، ادینبورگ و بلفاست با مدیریت ضعیف خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، کشور خود را در معرض خطر قرار داده‌اند».

اما چگونه؟!

نویسنده اکونومیست عقیده دارد که بوریس جانسون نخست‌وزیر، با بی‌احتیاطی و حمایت نامسئولانه از یک خروج دشوار از اتحادیه اروپا، ظاهرا بیشتر از این که به منافع کشور بیندیشد، در این مساله به منافع حزب متبوعش فکر کرده است. اسکاتلندی‌ها هم که نمی‌خواستند اتحادیه اروپا را ترک کنند، خواستار آینده‌ای جدای از پادشاهی متحد بریتانیا هستند. در واقع سال گذشته در این زمینه شاهد بودیم که نتایج نظرسنجی‌ها که از زمان رفراندوم رد استقلال در سال ۲۰۱۴ به این سو نشان از اکثریت نسبی حامیان اتحادیه داشت، به سود حامیان خروج از پادشاهی متحد بریتانیا تغییر یافته و در حال حاضر اکثریت نسبی با کسانی است که از خروج اسکاتلند از اتحاد بریتانیا حمایت می‌کنند. نیکولا استورجن، نخست‌وزیر اسکاتلند و رهبر حزب ملی این کشور، با استفاده از مخالفت قاطع اسکاتلندی‌ها با برگزیت، قاطعانه به دنبال هدف جدا کردن راه اسکاتلند از بریتانیا است. حالا در این کشور، حتی وضع خراب ماهیگیرانی که قادر به فروش صید خود نیستند، نیز، به وست‌مینستر ربط داده می‌شود. نظرسنجی‌ها حاکی از این است که در انتخابات ماه آینده اسکاتلند، حزب ملی اسکاتلند با استفاده از این رویکرد موفق به کسب اکثریت کلی آرا خواهد شد.

آرلین فاستر، نخست‌وزیر ایرلند شمالی و رئیس حزب دموکراتیک این کشور که طرفدار حفظ اتحاد بریتانیاست، اما، با رد پیشنهاد ترزا می، سلف آقای بوریس جانسون مبنی بر یک برگزیت نرم‌تر (خروج چند مرحله‌ای از اتحادیه اروپا) به شکل احمقانه‌ای دست به این کار زده است. طبق پیشنهاد ترزا می، قرار نبود مسئله آزاردهنده چگونگی و مکان ایجاد مرز با اتحادیه اروپا اتفاق بیفتد. در واقع نه بروکسل، نه دوبلین و نه لندن آماده ایجاد مرز در جزیره ایرلند نبودند. اما به جای آن، بوریس جانسون در دریای ایرلند، بین بریتانیا و ایرلند شمالی مرز ایجاد کرد- که یکی از دلایل ضعیف‌شدن پیوند کشورهای اتحادیه بریتانیا می‌تواند باشد، که بیشتر با اهداف دفاعی شکل گرفته است. اتفاقی که می‌تواند شورش یک هفته‌ای اوایل ماه جاری را توضیح دهد. یک هفته کینه و تنش و تب و تاب- که با نزدیک شدن به یکصدمین سالگرد استقلال ایرلند، باعث شد اتحاد دوباره دورتر از همیشه به نظر برسد.
اگر اسکاتلندی‌ها، ایرلندی‌های شمالی یا حتی ولزی‌ها بخواهند راه خود را انتخاب کنند، قطعا اجازه این کار را خواهند داشت – اما فقط در صورتی که تمایل و آمادگی لازم را داشته باشند. شرایطی که البته هنوز به هیچ وجه حاصل نیامده و اکونومیست امیدوار است که هرگز این آمادگی و تمایل حاصل نشود و این اتفاق نیفتد.

تجزیه یک کشور هرگز نباید سبک و آسان انجام شود، زیرا از نظر سیاسی، اقتصادی و عاطفی یک روند دردناک است. کسانی که با این موضوع مخالفند، می‌توانند از هندی‌ها، پاکستانی‌ها و بنگلادشی‌ها یا صرب‌ها، کروات‌ها و دیگر شهروندان یوگسلاوی سابق سوال کنند. کم پیش می‌آید که جدایی یک کشور به راحتی و آرامش جدایی چک و اسلواکی اتفاق بیفتد. اتفاقی که البته در صورت جدایی اتحادیه بریتانیا نگرانی چندانی ایجاد نمی‌کند و تصور این‌که شهروندان بریتانیای امروز بعد از جدایی شروع به قتل و کشتار یکدیگر بکنند، دشوار است. این همان اتفاقی است که در طول منازعات ایرلند شمالی، که تا همین بیست- سی سال پیش ادامه داشت، رخ داد.

هنگامی که مشاجراتی در مورد قانون اساسی وجود نداشته باشد، اجزای سازنده اتحادیه بریتانیا به خوبی کار می‌کنند. در ماجرای شیوع کرونا کشورهای انگلیس، اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی تعطیلی و قرنطینه‌های جداگانه خودشان را اجرا کردند که متناسب با قوانین و حساسیت‌های محلی تنظیم شده بود. واکسیناسیون در این کشورها نیز در مقیاس ملی اجرا می‌شود.

بقای پادشاهی متحد بریتانیا نیز به طور گسترده‌تری در این زمینه اهمیت دارد. اگرچه سوابق تاریخی بریتانیا به سختی قابل کتمان است، اما فراموش نباید کرد که این کشور، در یک جهان کثیف و زننده، یکی از مهم‌ترین حاملان و مدافعان دموکراسی، حقوق بشر و شفافیت است. بی‌شک اجزای تشکیل‌دهنده پادشاهی متحد بریتانیا حامل و مدافع ارزش‌های مشابهی هستند، اما وقتی انگلیس یا اسکاتلند مستقل مثلا بخواهند در دفاع از هنگ‌کنگ وارد عمل شوند، به راحتی نادیده گرفته خواهند شد- به ویژه اگر کرسی دائمی خود در شورای امنیت سازمان ملل را از دست بدهند.

این واقعیت که بقای اتحادیه اکنون در دستان غیرقابل اعتماد بوریس جانسون است، برای کسانی که امیدوار به داشتن آینده‌ای روشن برای اتحادیه هستند، به سختی نگران‌کننده است. با این حال اوضاع حتی برای او نیز به اندازه‌ای نگران‌کننده است- که بخواهد واحد ویژه اتحادیه را در ساختمان نخست‌وزیری در خیابان داونینگ ایجاد کرده و آن را زیر نظر مایکل گوو، یکی از باهوش‌ترین همکاران و تنها وزیر غیرانگلیسی برجسته دولت قرار دهد.

البته برخی از کارهای بوریس جانسون هم می‌تواند معقول و منطقی ارزیابی شود. مثلا او به درستی اصرار دارد که حالا زمان مناسبی برای برگزاری رفراندوم اسکاتلند نیست. فرصتی که همین هفت سال پیش به عنوان «یک فرصت در یک نسل» در اختیار مردم اسکاتلند قرار گرفت. درست است که از آن زمان شرایط انگلیس تغییر کرده است، اما به هر حال برگزیت رخدادی جدید است و هنوز فرصتی برای ته‌نشینی آرا در گذر زمان نداشته است. در واقع تا زمانی که نظرسنجی‌ها حکایت از خواست اکثریتی مشخص و پایدار در حمایت از استقلال نکنند، قطعا رفراندوم دیگری برگزار نخواهد شد. به هر حال از نظر آگاهان دنیای سیاست ، برگزاری رفراندوم‌های مکرر و پشت سر هم را می‌توان دستورالعمل ایجاد بی‌ثباتی و پایان راه اتحادیه قلمداد کرد- که ممکن است در برهه‌ای از زمان باعث شود ماشه و گلوله با هم همزمان شوند!

در پایان مقاله اکونومیست آمده:

بوریس جانسون که با وعده عملی کردن برگزیت به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد؛ در پی انجام این وعده تمامیت کشور خود را به خطر انداخته است. مهمترین وظیفه وی در بقیه دوره مسئولیت‌اش باید حفظ اتحادیه یا همان پادشاهی متحد بریتانیا باشد. مسئولیتی که اگر جانسون در آن شکست بخورد، نه به عنوان مردی که کشورهای اتحادیه پادشاهی متحده بریتانیا را به استقلال و آزادی رساند، بلکه به عنوان کسی که بریتانیا را نابود کرد، به تاریخ خواهد پیوست.

 

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید