شفقنا-چطور به جایی رسیدیم که مهمترین متحد خاورمیانه ای آمریکا، در برابر حزب الله و شبه نظامیان طرفدار ایران، مجبور است با روسیه معامله کند.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا؛ اریک ماندل در هیل نوشت: امروزه، همه بازیگران مهم خاورمیانه از ایران گرفته تا امارات و تا عربستان سعودی، ترکیه، قطر و اسراییل می دانند که روسیه یک میانجیگر قابل مراجعه است که با سپهر ایدئولوژیک در سراسر منطقه، روابطی دارد و می تواند میان طرف های متخاصم، رفت و آمد موفقی داشته باشد.
همانطور که جاناتان اسپایر Jonathan Spyer در جروزالم پست نوشت روسیه کانال هایی باز با بازیگران اصلی دارد. حال آنکه ایالات متحده کانال های ارتباطی خودش را با ملاحظه کاری بر می گزیند یا نفی می کند. روسیه در منطقه ای با ستیزهای خفته و کشورهای متفرق، حضور راحت و مطمئنی دارد. دولت بایدن هم نشانه ای از تمایل خود برای بازگشت نیرومند به تعهدات اصلی اش در منطقه نشان نمی دهد.
آمریکا، سیاست خارجی اش در منطقه خاورمیانه را به روسیه واگذار کرده است و این اسراییل را وادار ساخته تا رویکرد خود در برابر فوری ترین تهدید ایران در جبهه شمالی اش با لبنان، سوریه و عراق را تغییر دهد. با وجود کمک مالی آمریکا برای سامانه های ضدموشکی اسراییل و نقش اسراییل در گردآوری اطلاعات کارساز برای امنیت ملی آمریکا، این دو کشور متحدانی غیرقابل جایگزین به شمار می روند. اما فراتر از آن، با توجه به عزم آمریکا برای آنکه بازیگر فعالی در شامات نباشد، واشنگتن کار زیادی نمی تواند یا نمی خواهد انجام دهد.
رابطه میان اسراییل و ولادیمیر پوتین یک رابطه پیچیده موش و گربه است که در چارچوب آن، روسیه چشم خود را می بندد تا اسراییل به متحدانش یعنی ایران، سوریه و حزب الله و نیز شبه نظامیان تحت کنترل ایران حمله کند. با اینحال، منافع روسیه اقتضا می کند که این ترکیب، کنترل اوضاع در سوریه و لبنان را در اختیار داشته باشند تا دستاوردهای کارسازی را که با حمایت از طرف پیروز در جنگ داخلی سوریه به چنگ آورده، مستحکم کند.
پیروزی روسیه در سوریه به مسکو امکان داد تا پایگاه خود در بندر طرطوس در دریای مدیترانه را گسترش داده ارتقا بخشد: یک بندر آبهای گرم که نفوذ منطقه ای اش به سمت اروپا را گسترش می دهد. پایگاه ارتقا یافته حمیمیم در نزدیکی شهر لاذقیه را هم اضافه کنید تا روشن شود که سوریه به همان اندازه ایران و بشار اسد رییس جمهوری سوریه، پیروز این جنگ هستند.
به گفته یوسی کوپر واسر، ژنرال بازنشسته بخش اطلاعات ارتش اسراییل، هرکسی می فهمد که اسراییل علیه رژیم سوریه تا جایی که دمشق کاری نکند که منافع روسیه به خطر افتد، اقدامی نمی کند. به نظر می رسد که روسیه دست اسراییل را برای مقابله با انتقال فن آوری های تغییردهنده بازی از ایران به سوریه باز می گذارد به شرط آنکه در چارچوب تعیین شده توسط مسکو، عمل نماید.
طرح دیرپای اسراییل برای هدف قراردادن اهداف نظامی عمده ایران در سوریه، عراق و لبنان، نیازمند کسب موافقت پوتین است. کارزار هوایی اسراییل باید با ارتش روسیه هماهنگ باشد تا تصادفا یک جنگنده اسراییلی سرنگون نشود. نه اسراییل و نه روسیه مایل نیستند که یک سامانه اس 400 روسی، یک جت اسراییلی را هدف گیرد یا بدتر از آن اسراییل وادار به زدن سامانه موشکی روسیه شود. این یک فاجعه دیپلماتیک خواهد بود. پیش از این یک جنگنده روسی، با آتش پدافند سوریه و ظاهرا در جریان حمله اسراییل به سوریه سرنگون شد.
توافق ناگفته میان اسراییل و روسیه این است که اسراییل باید حد میانه ای را بپذیرد: می تواند به نیابتی های ایران و تاسیسات پیشرفته موشکی شان حمله کند اما باید یک حضور دائمی ایران و نفوذش در سوریه را بپذیرد؛ همانطور که ایران در لبنان و بوسیله حزب الله این نفوذ را دارد. در سال 2017، روسیه قول داد که ایران و نیابتی هایش را تا 53 کیلومتر از مواضع اسراییل در منطقه جولان دور نگه دارد که این قول از همان لحظه اول، بی خاصیت ماند.
اسراییل می داند که برای پیشبرد منافع و تقلایش برای کاهش استقرار ایران در سوریه، باید به آدرس مسکو مراجعه کند. مشاهده اینکه در همین ماه، مسکو برای وزیر خارجه اسراییل و محمد رعد رهبر جناح حزب الله در پارلمان لبنان، سطح دسترسی یکسانی قائل شد، نباید چندان به مذاق اسراییلی ها خوش آمده باشد. نکته این است که روسیه یک فرشته نیست و از هر فرصتی که به دست آید، برای زدودن نفوذ آمریکا استفاده می کند.
لفاظی های روسیه در قبال اقدامات اسراییل در سوریه و لبنان، خصومتی قاطعانه دارند. نیوزویک به نقل از آناتولی ویکتوروف، سفیر روسیه گفت: اسراییل به حزب الله حمله می کند؛ حزب الله به اسراییل حمله نمی کند. مشکل از ناحیه اسراییل است و نه ایرانی ها. ما به هیچ وجه هیچ حمله ای از اسراییل در سوریه را تایید نمی کنیم. با اینهمه، تاکنون روسیه از حد لاف زنی فراتر نرفته و هیچ اقدام محسوسی برای بازداشتن حملات اسراییل در لبنان و سوریه انجام نداده است.
شرایط موجود در سوریه، لبنان و عراق، برای همیشه پابرجا نمی ماند. ایران می تواند در هر زمان که ضعفی در اسراییل ببیند یا از نظر نظامی دست برتر داشته باشد، فشار را بر اسراییل زیاد کند. با علاقه آمریکا به بازگشت به توافق هسته ای، اسراییل می تواند در نقطه ای، تصمیم به حمله به تاسیسات هسته ای ایران بگیرد و راه را برای حملات انبوه مستقیم ایران از سوریه و لبنان باز کند.
این احتمال که اوضاع در مرزهای شمالی اسراییل در یک دهه آینده از کنترل خارج شود، بسیار بالاست. با اینحال، اسراییل و روسیه منافع مشترکی دارند که اجازه تشدید اوضاع را نمی دهد. روسیه می خواهد دستاوردهایش را مستحکم سازد و اسراییل هم می خواهد از هزینه های یک جنگ عمده با ایران پرهیز کند.
اگر مرزهای شمالی اسراییل با ایران داغ تر شود، این استدلال پیش خواهد آمد که منافع آمریکا حکم می کند که بطور فعالی درگیر دیپلماسی شود تا اوضاع را آرام سازد. آخرین باری که آمریکا در مرزهای شمالی با روسیه همکاری کرد، واشنگتن به پوتین اعتماد کرد تا ایران را برای همیشه از تحکیم استقرار خود در مرز سوریه با اسراییل باز دارد.
در موضوع سلاح های شیمیایی هم، روسیه کارت های بازی را در اختیار گرفت تا آنطور که خوشایندش بود بازی کرده آمریکا را برای دوستان و دشمنانش بی خاصیت سازد. در شرایطی که هم دمکرات ها و هم جمهوریخواهان، به دنبال دور نگه داشتن آمریکا از خاورمیانه هستند، اسراییل مجبور است تا برای یک آینده قابل پیش بینی، با روسیه ببندد.
درباره نویسنده: دکتر اریک ماندل Eric R. Mandel ، مدیر شبکه اطلاعات سیاسی خاورمیانه است. وی بطور منظم به اعضای سنا، مجلس نمایندگان و مشاوران سیاست خارجی شان مشورت می دهد. او دبیر ارشد بخش امنیتی جروزالم ریپورت/ جروزالم پست است.











