امروز : سه‌شنبه 26خردادماه 1405 | ساعت : 16 : 34

آخرین اخبار

اعتراف کم‌سابقه زاکربرگ؛ در هجوم متا به سوی هوش مصنوعی اشتباه کردیم

شفقنا - مارک زاکربرگ، مدیرعامل متا، برای نخستین بار...

سلاح ورزی: «اقتصاد ايران بيش از هر چيز از كمبود اعتماد رنج می برد»

شفقنا- حسين سلاح‌ورزی فعال اقتصادی در روزنامه اعتماد نوشت:...

محسن ميردامادی: «تفاهم با امريكا، گام نخست برای «تفاهم ملی» است»

شفقنا-  محسن ميردامادي، در گفت‌وگو با «اعتماد» فعال سياسي...

آخرین لحظات تنهاترین سردار امام حسین (ع) + ویدیو

شفقنا - دکتر سید حمید خویی در سخنرانی خود...

حق شناس: اقتصاد ایران به نوسازی در کنار بازسازی نیاز دارد

شفقنا- هادی حق‌شناس کارشناس اقتصادی  با اشاره به الزامات...

گرامی مقدم: رضايت مردم بالاترين نياز فعلی جامعه ماست

شفقنا- اسماعيل گرامي‌مقدم، فعال سياسي اصلاح‌طلب تفاهم اخير ميان...

سناریوهای اقتصاد ایران در پساتفاهم

شفقنا- روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:  مقامات ایرانی و آمریکایی...

خالقی: ايران با سربلندی از جنگ خارج شد

شفقنا- مينو خالقي حقوقدان و تحليلگر مسائل سياسي و...

جهانگیری: تفاهم اولیه، آغاز فصلی نوین در سیاست خارجی و داخلی است

شفقنا- معاون اول دولت‌های یازدهم و دوازدهم نوشت: اگر...

ثبت‌نام سفرهای عتبات عالیات در ماه محرم آغاز شد

شفقنا- معاون عتبات عالیات سازمان حج و زیارت از...

یک استاد دانشگاه: کالابرگ جایگزین افزایش دستمزد نیست

شفقنا-استاد اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) با بیان اینکه افزایش...

نظرسنجی بین‌المللی: مشروعیت اسرائیل به پایین‌ترین سطح رسیده است

شفقنا- در گزارشی تحلیلی که به بررسی روندهای افکار...

نقش نفت در نجات لیبی

شفقنا- لیبی علاوه بر اینکه کشورهای مشرق عربی را به شمال آفریقا متصل می‌کند، قادر است نقشی مهم را در دو سوی دریای مدیترانه بازی کند. قرار بود این کشور به نمونه‌ای تبدیل شود که شناخت علمی و تکنولوژی را درهم آمیخته است.
روزنامه شرق نوشت: اما فساد حاکم و سوءمدیریت، این فرصت‌های تاریخی را به فجایع تاریخی مبدل کرد. امروزه لیبی به منطقه‌ای برای عبور توفان مهاجران و کارگاهی برای تولید انواع تروریسم تبدیل شده است. پرسشی که هم‌اکنون مطرح است، اینکه آیا امکان بازسازی این کشور وجود دارد؟ دراین‌میان نقش منابع طبیعی که به‌وفور در آن یافت می‌شود، چیست؟ بدون اینکه از بحث اصلی دور شویم، باید گفت نظام سابق «معمر قذافی» با وجود داشتن برخی نهادهای رسمی، به‌طورکلی بر هرج‌ومرج در اداره داخلی و خارجی کشور اتکا داشت. درست است این کشور کنگره خلق، دستگاه قضا، نهادهای دفاعی، مؤسسات اقتصادی و اجتماعی و… داشت، اما به دلیل تفکر رهبری واحد، به صورت ازهم‌گسیخته و بی‌ضابطه مدیریت می‌شد. نظام قذافی متکی بر کمیته‌های مردمی و مجموعه‌های انقلابی بود که هیچ حدومرزی برای اختیارات خود نمی‌شناختند. نتیجه اینکه لیبی به سرزمینی حاصلخیز برای فساد تبدیل شد تا عقب‌ماندگی، جهل، فقر و بیماری را برای مردم به ارمغان آورد. در چنین شرایط مصیبت‌باری هیچ تعجبی نداشت مردم دست به اعتراض زده و ناگهان قیام کنند یا خواستار سرنگونی نظامی باشند که ناتوان از اداره کشور است. البته دراین‌میان، نقش عوامل خارجی را نمی‌توان نادیده گرفت. آنان نقش تعیین‌کننده‌ای در سرعت فروپاشی این نظام به آن شکل داشتند. اما دوران بعد از سقوط نظام، تلاش‌هایی برای ایجاد یک نظام سیاسی جدید شکل گرفت. اما به صورتی شتاب‌زده یک دولت انتقالی به وجود آمد بدون اینکه مقدمات لازم برای آن فراهم شده باشد. آن زمان هدف صرفا این بود که دولتی در ویترین لیبی وجود داشته باشد. ازاین‌رو، نیروهایی را از چپ‌ترین تا راست‌ترین و گروه‌های میانه‌رو در آن جای دادند و اصلی‌ترین مأموریتش اینکه خلأ سیاسی کشور را پر کند. این حالت آشفته و شتاب‌زده هنوز هم استمرار دارد؛ حالتی که می‌توان به آن دولت هرج‌ومرج گفت؛ زیرا هرج‌ومرج هم‌اکنون درواقع به اصلی‌ترین قانونی تبدیل شده که لیبی را اداره می‌کند، چراکه عناصر اصلی یک دولت مرسوم که سرزمین، شهروند، ساختار و قوانین باشد، امروزه به‌کلی از لیبی غایب است. خاک این کشور برای همه مباح بوده و تجزیه شده است. هر گوشه‌ای از آن به وسیله گروهی که هیچ مشروعیتی ندارد، اداره می‌شود. شهروندان درحال فرار هستند و نسبت به آینده، زندگی و دارایی‌هایشان اطمینان خاطر ندارند. کودکان و زنان در روز روشن ربوده می‌شوند. قدرت درعمل بین گروه‌های مسلح تقسیم شده و آنها هم کشور و مردمان را به‌نوبه شقه‌شقه کرده‌اند. آنچه امروز در لیبی جریان دارد، تحکیم عملی و برنامه‌ریزی‌شده یک هرج‌ومرج خلاق است؛ همان مفهومی که اواخر قرن گذشته بین برخی از سیاست‌مداران و متفکران غربی رواج پیدا کرد. اما وضعیت لیبی نشان می‌دهد هرج‌ومرج نمی‌تواند خلاق یا سازنده باشد. بلکه بحران‌ساز و فاجعه‌آفرین خواهد بود، به‌گونه‌ای که ابعاد آن فراتر از مرزهای یک کشور رفته و کشورهای غربی را هم با خود درگیر کرده است. امروزه سامان‌دادن به اوضاع لیبی به یکی از اولویت‌های جهانی تبدیل شده است. تا اینجا دست‌کم آشکار شده است نسخه‌های اصلاح‌شده الگوهایی مانند عراق، سوریه، یمن یا حتی مصر و تونس، برای لیبی مناسب نخواهد بود. دلیل این امر سه عامل مهم است: موقعیت جغرافیایی خاص لیبی، منابع نفتی و طبیعی و نیز عامل جمعیتی. از بین این عوامل، منابع طبیعی به‌ویژه نفت جایگاه خاصی دارد، زیرا در ارتباط تنگاتنگ با اقتصاد جهانی و تجارت بین‌الملل قرار می‌گیرد و درآمدهای آن می‌تواند انگیزه مهمی را برای بازگرداندن ثبات به لیبی پدید آورد. تولید و صدور نفت در آینده نزدیک دو عامل مهم برای سرمایه‌گذاری در لیبی و ساخت نهادهای نظامی و امنیتی این کشور بدون نیاز به قرض‌گرفتن یا دریافت کمک‌های خارجی خواهد بود. ازاین‌رو درآمدهای نفتی می‌تواند نقش برجسته‌ای را در جلوگیری از فروافتادن در باتلاق یک رکود اقتصادی مانند کشورهای همسایه شود که نزدیک است به صحنه‌هایی برای وقوع حوادث مشابه لیبی تبدیل شوند. ازاین‌رو، کارآمدکردن فعالیت‌های اقتصادی، به‌ویژه در پروژه‌های زیربنایی یا پروژه‌های کوچک‌تر و اتکا به درآمدهای مالی حاصل از آن، می‌تواند راهگشای آینده لیبی باشد. برای مثال، جمع‌آوری سلاح و حذف شبه‌نظامیان به منابع مالی نیاز دارد، استفاده از شبه‌نظامیان و انبارکردن مهمات و … نیز به منابع مالی حاصل از نفت نیاز دارد. اما درباره روابط در خارج از مرزهای این کشور، باید گفت بازگشت نفت لیبی به بازارهای بین‌المللی، دست‌کم موجب اتکای کمتر به منابع نفتی یا گاز کشورهای دیگر ازجمله روسیه می‌شود. ازاین‌رو، فرصتی استثنایی را برای ایجاد فرصت‌های سرمایه‌گذاری شرکت‌های جهانی فراهم می‌کند. اگر این درآمدهای نفتی به‌خوبی از طریق نهادهایی که برای این منظور تأسیس می‌شود مدیریت شود، می‌توان به‌مرور لیبی را از این حالت هرج‌ومرج به ثبات و امنیت رساند.

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید