۲۰ تیر ۱۴۰۵

آخرین اخبار

موضع اسرائیل علیه وزیر خارجه ترکیه؛ «فیدان وارث اردوغان است»

شفقنا-پایگاه خبری عربی 21 نوشت:کارزارهای ضدترکیِ اسرائیل که اخیراً...

شرایط خروج بانوان متأهل برای سفر به کربلا اعلام شد

شفقنا- رئیس پلیس مهاجرت و گذرنامه فراجا گفت: بانوان...

برگزاری مراسم یادبود رهبر شهید انقلاب فردا در همه یگان‌های ارتش

شفقنا- مراسم‌های گرامیداشت رهبر شهید انقلاب روز یکشنبه ۲۱...

ویدیو: مراسم بزرگداشت رهبر شهید انقلاب در نجف اشرف

شفقنا- ویدیو: مراسم بزرگداشت رهبر شهید انقلاب در نجف...

قدردانی مومنی از سرپرست وزارت کشور عراق

شفقنا- وزیر کشور در پیامی خطاب به «العوادی» سرپرست...

نماینده مجلس: اجرای کامل قانون تجارت مرزی مطالبه مرزنشینان است

شفقنا- رئیس مجمع نمایندگان استان کرمانشاه در مجلس شورای...

سرمربی تیم ملی در جام ملت‌ها مشخص شد

شفقنا- رئیس فدراسیون فوتبال گفت: سرمربی تیم ملی در...

تدوین نقشه راه بازسازی و مدیریت منابع در نشست ستاد بازسازی

شفقنا- رئیس‌جمهور با تأکید بر ضرورت تدوین برنامه‌های بازسازی...

دیدار وزرای امور خارجه ایران و عمان در مسقط

شفقنا- سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی...

چین همزمان با نزدیک شدن طوفان «باوی» بیش از ۱.۸ میلیون نفر را از...

شفقنا- همزمان با نزدیک شدن طوفان «باوی» به سواحل...

ادعای معاریو: حماس آمادگی خود را برای واگذاری اداره غزه اعلام کرده است

شفقنا- روزنامه صهیونیستی «معاریو» در گزارشی مدعی شد جنبش...

چرا امام سجاد(ع) در قیام حرّه شرکت نکرد؟

شفقنا- استاد محمد سروش محلاتی با مقایسه سیره امام...

هشدار درباره ورشکستی و تعطیلی مراکز درمانی ترک اعتیاد

شفقنا- رئیس کانون صنفی انجمن درمانگران اعتیاد با تشریح...

نقش نفت در نجات لیبی

شفقنا- لیبی علاوه بر اینکه کشورهای مشرق عربی را به شمال آفریقا متصل می‌کند، قادر است نقشی مهم را در دو سوی دریای مدیترانه بازی کند. قرار بود این کشور به نمونه‌ای تبدیل شود که شناخت علمی و تکنولوژی را درهم آمیخته است.
روزنامه شرق نوشت: اما فساد حاکم و سوءمدیریت، این فرصت‌های تاریخی را به فجایع تاریخی مبدل کرد. امروزه لیبی به منطقه‌ای برای عبور توفان مهاجران و کارگاهی برای تولید انواع تروریسم تبدیل شده است. پرسشی که هم‌اکنون مطرح است، اینکه آیا امکان بازسازی این کشور وجود دارد؟ دراین‌میان نقش منابع طبیعی که به‌وفور در آن یافت می‌شود، چیست؟ بدون اینکه از بحث اصلی دور شویم، باید گفت نظام سابق «معمر قذافی» با وجود داشتن برخی نهادهای رسمی، به‌طورکلی بر هرج‌ومرج در اداره داخلی و خارجی کشور اتکا داشت. درست است این کشور کنگره خلق، دستگاه قضا، نهادهای دفاعی، مؤسسات اقتصادی و اجتماعی و… داشت، اما به دلیل تفکر رهبری واحد، به صورت ازهم‌گسیخته و بی‌ضابطه مدیریت می‌شد. نظام قذافی متکی بر کمیته‌های مردمی و مجموعه‌های انقلابی بود که هیچ حدومرزی برای اختیارات خود نمی‌شناختند. نتیجه اینکه لیبی به سرزمینی حاصلخیز برای فساد تبدیل شد تا عقب‌ماندگی، جهل، فقر و بیماری را برای مردم به ارمغان آورد. در چنین شرایط مصیبت‌باری هیچ تعجبی نداشت مردم دست به اعتراض زده و ناگهان قیام کنند یا خواستار سرنگونی نظامی باشند که ناتوان از اداره کشور است. البته دراین‌میان، نقش عوامل خارجی را نمی‌توان نادیده گرفت. آنان نقش تعیین‌کننده‌ای در سرعت فروپاشی این نظام به آن شکل داشتند. اما دوران بعد از سقوط نظام، تلاش‌هایی برای ایجاد یک نظام سیاسی جدید شکل گرفت. اما به صورتی شتاب‌زده یک دولت انتقالی به وجود آمد بدون اینکه مقدمات لازم برای آن فراهم شده باشد. آن زمان هدف صرفا این بود که دولتی در ویترین لیبی وجود داشته باشد. ازاین‌رو، نیروهایی را از چپ‌ترین تا راست‌ترین و گروه‌های میانه‌رو در آن جای دادند و اصلی‌ترین مأموریتش اینکه خلأ سیاسی کشور را پر کند. این حالت آشفته و شتاب‌زده هنوز هم استمرار دارد؛ حالتی که می‌توان به آن دولت هرج‌ومرج گفت؛ زیرا هرج‌ومرج هم‌اکنون درواقع به اصلی‌ترین قانونی تبدیل شده که لیبی را اداره می‌کند، چراکه عناصر اصلی یک دولت مرسوم که سرزمین، شهروند، ساختار و قوانین باشد، امروزه به‌کلی از لیبی غایب است. خاک این کشور برای همه مباح بوده و تجزیه شده است. هر گوشه‌ای از آن به وسیله گروهی که هیچ مشروعیتی ندارد، اداره می‌شود. شهروندان درحال فرار هستند و نسبت به آینده، زندگی و دارایی‌هایشان اطمینان خاطر ندارند. کودکان و زنان در روز روشن ربوده می‌شوند. قدرت درعمل بین گروه‌های مسلح تقسیم شده و آنها هم کشور و مردمان را به‌نوبه شقه‌شقه کرده‌اند. آنچه امروز در لیبی جریان دارد، تحکیم عملی و برنامه‌ریزی‌شده یک هرج‌ومرج خلاق است؛ همان مفهومی که اواخر قرن گذشته بین برخی از سیاست‌مداران و متفکران غربی رواج پیدا کرد. اما وضعیت لیبی نشان می‌دهد هرج‌ومرج نمی‌تواند خلاق یا سازنده باشد. بلکه بحران‌ساز و فاجعه‌آفرین خواهد بود، به‌گونه‌ای که ابعاد آن فراتر از مرزهای یک کشور رفته و کشورهای غربی را هم با خود درگیر کرده است. امروزه سامان‌دادن به اوضاع لیبی به یکی از اولویت‌های جهانی تبدیل شده است. تا اینجا دست‌کم آشکار شده است نسخه‌های اصلاح‌شده الگوهایی مانند عراق، سوریه، یمن یا حتی مصر و تونس، برای لیبی مناسب نخواهد بود. دلیل این امر سه عامل مهم است: موقعیت جغرافیایی خاص لیبی، منابع نفتی و طبیعی و نیز عامل جمعیتی. از بین این عوامل، منابع طبیعی به‌ویژه نفت جایگاه خاصی دارد، زیرا در ارتباط تنگاتنگ با اقتصاد جهانی و تجارت بین‌الملل قرار می‌گیرد و درآمدهای آن می‌تواند انگیزه مهمی را برای بازگرداندن ثبات به لیبی پدید آورد. تولید و صدور نفت در آینده نزدیک دو عامل مهم برای سرمایه‌گذاری در لیبی و ساخت نهادهای نظامی و امنیتی این کشور بدون نیاز به قرض‌گرفتن یا دریافت کمک‌های خارجی خواهد بود. ازاین‌رو درآمدهای نفتی می‌تواند نقش برجسته‌ای را در جلوگیری از فروافتادن در باتلاق یک رکود اقتصادی مانند کشورهای همسایه شود که نزدیک است به صحنه‌هایی برای وقوع حوادث مشابه لیبی تبدیل شوند. ازاین‌رو، کارآمدکردن فعالیت‌های اقتصادی، به‌ویژه در پروژه‌های زیربنایی یا پروژه‌های کوچک‌تر و اتکا به درآمدهای مالی حاصل از آن، می‌تواند راهگشای آینده لیبی باشد. برای مثال، جمع‌آوری سلاح و حذف شبه‌نظامیان به منابع مالی نیاز دارد، استفاده از شبه‌نظامیان و انبارکردن مهمات و … نیز به منابع مالی حاصل از نفت نیاز دارد. اما درباره روابط در خارج از مرزهای این کشور، باید گفت بازگشت نفت لیبی به بازارهای بین‌المللی، دست‌کم موجب اتکای کمتر به منابع نفتی یا گاز کشورهای دیگر ازجمله روسیه می‌شود. ازاین‌رو، فرصتی استثنایی را برای ایجاد فرصت‌های سرمایه‌گذاری شرکت‌های جهانی فراهم می‌کند. اگر این درآمدهای نفتی به‌خوبی از طریق نهادهایی که برای این منظور تأسیس می‌شود مدیریت شود، می‌توان به‌مرور لیبی را از این حالت هرج‌ومرج به ثبات و امنیت رساند.

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید