زمان انتشار : ۲۱ شهریور ,۱۳۹۹ | ساعت : ۱۱:۳۸ | کد خبر : 1010107 | پرینت

آیا در منابع اهل سنت به وجود حضرت رقیه اشاره شده است؟ چرا میترسیدند بدن نازنین حضرت رقیه را غسل دهند؟ پاسخ حضرت آیت الله سید صادق روحانی

شفقنا-حضرت آیت الله العظمی سید صادق روحانی به پرسش هایی درباره حضرت رقیه (س) پاسخ گفته است.
به گزارش شفقنا متن پرسش وپاسخ مطرح شده بدین شرح است:

سال و محل تولد حضرت رقیه و همراهى ایشان با امام حسین ‏علیه السلام‏
استفتاء:
حضرت رقیه در چه سالى و کجا متولد شده است؟ آیا حضور ایشان در کاروان امام حسین ‏علیه السلام و سفر امام به سوى‏ کوفه قطعى است؟

جواب:
باسمه جلت اسمائه؛ آنچه از تاریخ بر مى آید این است که حضرت رقیه ‏علیها السلام بین سال ۵۷ و ۵۸ ه . ق در مدینه منوره متولد شد و وفاتش در ماه صفر ۶۱ هجرى (۱) در دمشق مى‏ باشد، پس سه تا چهار سال داشته است.

ارباب مقاتل در مورد حضور او در واقعه کربلا نقل کرده‏ اند که امام حسین ‏علیه السلام در بیشتر از یکجا و یک حادثه، نام او را به زبان رانده به خصوص در ساعات آخر عمر شریف آن حضرت، زمانى که مى‏ خواست با اهل و عیالش وداع کند با صداى بلند ندا داد:

اى خواهرم، اى ام کلثوم و تو اى زینب و تو اى رقیه و تو اى فاطمه و تو اى رباب بنگرید اگر کشته شدم گریبان چاک نکنید و چنگ به صورت نزنید و بیتابى نکنید. «اللهوف فى قتلى الطفوف». و هم‏ چنین در مقتل ابى‏ مخنف که قدیمى‏ ترین مقتل درباره ابا عبدالله الحسین‏ علیه السلام مى باشد آمده که در روز عاشورا براى وداع با اهل بیت و عیالش ندا کردند:

(اى ام کلثوم، و اى سکینه، و اى رقیه و اى عاتکه و اى زینب، اى اهل بیت من درود من بر شما باد).

اسناد موجود درباره حضرت رقیه‏ علیها السلام در منابع اهل سنت‏
استفتاء:
آیا اعتقاد به وجود مقدس حضرت رقیه، جزء باورها و اعتقادات خاص شیعیان است و یا در منابع اهل سنت نیز مى توان مصادرى یافت که گویا و معترف به وجود حضرت رقیه باشند؟ جهت استناد به این منابع براى شیعه و سنى، لطفا به آنها اشاره بفرمایید.

جواب:
باسمه جلت اسمائه؛ از منابع تشیع که درباره حضرت رقیه سخن گفته اند مى‏ توان به ارباب مقاتل و از منابع اهل سنت نیز مى ‏توان به منابع زیر اشاره نمود:

عبدالوهاب فرزند احمد شافعى مصرى (متوفى در سال ۹۷۲ ه) در کتابش «المنن: باب دهم» درباره مرقد رقیه‏ علیها السلام چنین گفته است:

این خانه، بقعه‏ اى است در دمشق که به وسیله آل پیامبر صلى الله علیه وآله و رقیه شهیده، دختر حسین ‏علیها السلام شرف پیدا کرده است.

علامه شیخ حافظ سلیمان القندورى الحنفى (متوفى در سال ۱۲۹۴ ه) نام رقیه ‏علیها السلام را از زبان ابا عبدالله ‏علیه السلام ذکر کرده:

(پس ندا کرد اى ام‏ کلثوم، و اى سکینه، و اى رقیه ،و اى عاتکه، و اى زینب، و اى اهل بیت من درود من بر شما باد).

علامه حائرى در کتاب معالى السبطین مى ‏نویسد: دختران امام حسین‏ علیه السلام عبارتند از: سکینه، فاطمه صغرى، فاطمه کبرى و رقیّه علیهنّ السّلام. (۱) مادرش طبق نقل‏ ها؛ امّ اسحاق و اُمّ جعفر قُضاعیّه یا شاه زنان بوده است. (۲)

————————————————————

۱) ستاره درخشان شام، ص ۱۹۷.

۲) همان، ص ۱۹۹.

سرگذشت حضرت رقیه‏ علیها السلام در واقعه عاشورا
استفتاء:
کیفیت وفات حضرت رقیه‏ علیها السلام را بیان فرمایید و آیا روایت خطیبان از ماجراى شام، درباره اینکه ایشان پس از اینکه در خواب امام را دید و پس از آن با مشاهده سر بریده امام حسین‏ علیه السلام از دنیا رفت، صحیح است؟

جواب:
باسمه جلت اسمائه؛ حضرت رقیه در واقعه کربلا، دختربچه‏ اى است که به خاطر کمى سنش، کشته شدن پدرش را از او پنهان نمودند.

کتب تاریخى درباره کیفیت شهادتش اینگونه گفته‏ اند: حسین‏ علیه السلام دختر کوچکى داشت که بسیار او را دوست مى‏ داشت و او نیز بسیار پدر را دوست مى‏ داشت و در شام به همراه اسیران بود؛ در فراق پدر شب و روز گریه مى کرد به او مى‏ گفتند او در سفر است.

شبى پدر را در عالم رؤیا دید زمانى که از خواب بیدار شد بسیار بى‏ تابى کرد و گفت: پدرم و نور چشمم را برایم بیاورید.

هر چه اهل بیت‏ علیهم السلام خواستند او را آرام کنند بیتابى و گریه او بیشتر مى‏ شد: به خاطر گریه او حزن اهل بیت ‏علیهم السلام برانگیخته شد و آنها نیز به گریه افتادند و بر سر و صورت زدند و بر سر خود خاک ریختند و موها را پریشان کرده و صداى شیون و فریاد آنها بالا رفت. یزید فریاد و شیون آنها را شنید و گفت: چه خبر است؟ به او گفتند: دختر کوچک حسین‏ علیه السلام پدرش را در خواب دیده، از خواب بیدار شده، پدرش را مى خواهد و گریه مى کند. زمانى که لعین این را شنید، دستور داد: «سر پدرش را برایش ببرید و در مقابلش قرار دهید تا آرام شود».

سر را در طبقى قرار داده و با پارچه اى پوشاندند؛ و در مقابلش قرار دادند. دختر پارچه را برداشت و سر را در بغل گرفت در حالى که این‏ گونه مى ‏گفت: اى پدر چه کسى تو را با خونت خضاب کرد؟ اى پدر چه کسى رگ گردن تو را بریده؟ اى پدر چه کسى مرا در کودکى یتیم کرد؟ اى پدر یتیمه تا بزرگ شود چه کسى را دارد؟ اى پدر زنان بدون رو بند چه کسى را دارند؟ اى پدر بیوه زنان اسیر چه کسى را دارند؟ اى پدر چشمان گریان چه کسى را دارند؟ اى پدر گمشده ‏هاى غریب چه کسى را دارند؟ اى پدر بعد از تو که را دارم؟ بعد از تو من چه ناامیدم، چه غریبم، اى پدر اى کاش من قربانى تو مى شدم. اى پدر اى کاش قبل از این کور بودم. اى پدر کاش جان مى دادم و محاسن به خون خضاب شده تو را نمى دیدم، پس لب هایش را بر لب شهید مظلوم قرار داد و گریه کرد تا اینکه بیهوش شد.

امام زین العابدین‏ علیه السلام به عمه اش فرمود: اى عمه اى زینب، یتیمه را از روى سر پدرم بلند کن که زندگى را ترک کرده است زمانى که حضرت زینب او را تکان داد روح مطهرش، دنیا را ترک کرده بود. صداى شیون و زارى بلند شد. گفته شده: اهل بیت برایش زن غساله اى آوردند که او را غسل دهد. او وقتى لباس‏ هاى کودک را در آورد گفت من او را غسل نمى‏ دهم، زینب فرمود: چرا او را غسل نمى‏ دهى؟ گفت: مى ترسم بیمار باشد زیرا پهلوهاى او را کبود دیدم. زینب فرمود: به خدا سوگند او بیمار نیست ولیکن این ضربه تازیانه‏ هاى اهل کوفه است.

انتهای پیام

fa.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here